شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: سیاسی
ساعت: 09:03 منتشر شده در مورخ: 1400/01/18 شناسه خبر: 1722245
سرمقاله روزنامه‌های امروز کشور؛

سوء مدیریت فضای مجازی غفلت یا...؟!/آزموده را در وین نیازمایید

سوء مدیریت فضای مجازی غفلت یا...؟!/آزموده را در وین نیازمایید
روزنامه جوان نوشت: اینک مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ۴+۱ در وین در جریان است و ارزیابی‌های مختلفی از نتیجه آن مطرح شده است؛ فارغ از صحت و سقم هریک از این پیش بینی ها، روشن است که آزموده را آزمودن خطاست.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامه‌ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز  به بیان دیدگاه‌ها و نظریات اصلی و اساسی خود می‌پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می‌توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه‌ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله‌های روزنامه‌های صبح کشور با گرایش‌های مختلف سیاسی را می‌خوانید:

 

 

 


سوء مدیریت فضای مجازی غفلت یا...؟!

عباس شمسعلی در کیهان نوشت:


رهبر معظم انقلاب در سخنرانی نوروزی امسال خود فرمودند: «[دشمنان] از فضای مجازی هم حداکثر استفاده را دارند می‌کنند. خب متأسفانه در فضای مجازیِ کشور ما هم که آن رعایت‌های لازم با وجود این همه تأکیدی که من کردم صورت نمی‌گیرد و در یک جهاتی واقعاً ول است، که بایستی آن کسانی که مسئول هستند حواسشان باشد. همه‌ کشورهای دنیا روی فضای مجازیِ خودشان دارند اِعمال مدیریّت می‌کنند، [در حالی که] ما افتخار می‌کنیم به اینکه ما فضای مجازی را ول کرده‌ایم! این افتخار ندارد؛ این به هیچ وجه افتخار ندارد. فضای مجازی را بایستی مدیریّت کرد.

از این امکان مردم استفاده کنند، برای مردم بلاشک وسیله‌ آزادی است، خیلی هم خوب است امّا نباید این وسیله را در اختیار دشمن گذاشت که بتواند علیه کشور و علیه ملّت توطئه کند. دارند استفاده می‌کنند از این فضا و هدفشان هم همین است که با شیوه‌های روانی، مشارکت مردم را در انتخابات کاهش بدهند.» این بخش مهم از سخنرانی نوروزی امسال رهبر معظم انقلاب را می‌توان از صریح‌ترین نمونه‌های مواضع و گلایه‌های ایشان در مورد نحوه مدیریت فضای مجازی در کشور دانست.


رهبر معظم انقلاب با توجه به اهمیت موضوع، طی سال‌های گذشته بارها و بارها ضمن تأکید بر اهمیت فضای مجازی و نیاز کشور به تقویت در این حوزه بر لزوم مدیریت صحیح این فضا تأکید کرده و ابعاد مختلفی از تلاش دشمنان برای بهره‌برداری از فضای مجازی رها شده را ترسیم نموده‌اند، اما متاسفانه با همه تأکیدات ایشان در این حوزه همانطور که معظم‌له در سخنرانی نوروزی با گلایه بیان فرمودند موضوع مدیریت صحیح فضای مجازی از سوی متولیان امر و مسئولان کشور مورد غفلت قرار گرفته و توجه کافی به آن صورت نگرفته است. اما آیا «غفلت» تعبیر درست و کاملی برای سوء مدیریت جاری در فضای مجازی کشور و میدان دادن به دشمن برای اثرگذاری مخرب فرهنگی، تغییر سبک زندگی ایرانی اسلامی، شکار ذهن و روح فرزندان و انحراف در مسیر تربیت آینده‌سازان کشور، القای یأس و ناامیدی و پمپاژ جنگ روانی، تحریف و وارونه‌نمایی حقیقت و دروغ و حق و باطل و انواع هجمه‌های هدفمند است؟
 باید گفت غفلت آن است که با یک هشدار یا تلنگر رفع و اصلاح شود اما وقتی بارها علاوه‌بر تأکیدات رهبر انقلاب، از سوی کارشناسان، رسانه‌ها، علما، خانواده‌های نگران و... به روش‌ها و بیان‌های مختلف نسبت به خطرات شیوه فعلی مدیریت فضای مجازی هشدار داده می‌شود و تغییری در این روند خسارت‌بار رخ نمی‌دهد باز هم می‌توان این شرایط را صرفاً محصول غفلت دانست؟


رهبر معظم انقلاب صحنه موجود فضای مجازی و سرمایه‌گذاری و تحرکات دشمنان در این فضا را به صحنه جنگ تشبیه کرده و علاوه‌بر تأکید مکرر بر حیاتی بودن و قوی شدن در فضای مجازی برای کشور فرموده‌اند: «قوی شدن کشور جزو هدف‌های ما است... ابعاد قوّت ابعاد وسیعی است... امروز قوّت در فضای مجازی حیاتی است؛ امروز فضای مجازی حاکم بر زندگی انسان‌ها است در همه‌ دنیا؛ و قوّت در این [زمینه] حیاتی است» (۳/۱/۱۳۹۹)، ایشان همچنین از لزوم داشتن آرایش جنگی در این حوزه سخن گفته‌اند:«امروز دشمنان از لحاظ فضای مجازی، دارند برنامه‌ریزی می‌کنند برای اینکه از این طریق به کشور ضربه بزنند... [دشمن] از لحاظ فضای مجازی آرایش جنگی گرفته؛ در مقابل این دشمنی که آرایش جنگی در مقابل ملّت ایران گرفته، ملّت ایران بایستی آرایش مناسب بگیرد، باید خودش را آماده کند در همه‌ بخش‌های مختلف» (۱۱/۲/۱۳۹۸).


حال سؤال این است که مسئولان فضای مجازی کشور در بخش‌های مختلف سیاست‌گذاری و ساماندهی و همچنین تأمین زیرساخت‌های مورد نیاز برای قوی شدن، حفظ استقلال و مبارزه در این نبرد مجازی به راستی در جهت قوی شدن حرکت کرده و آرایش جنگی گرفته‌اند؟ آیا رفتار و تحرکات شورای عالی فضای مجازی با تشکیل نامنظم و دیر به دیر جلسات و خروجی‌های کم‌اثر یا مصوبات بدون ضمانت اجرایی و بدون نظارت درست بر روند اجرای آنها، شباهتی به یک اتاق فکر و عملیات در میدان جنگ مجازی دارد؟ آیا رفتارهای عجیب فلان مسئولی که وظیفه خطیر و مهم تامین زیرساخت‌های لازم برای خودکفایی و استقلال کشور در عرصه فضای مجازی کشور و تأمین ابزار و مهمات مورد نیاز رزمندگان و افسران جنگ در عرصه مجازی را دارد اما به جای ارائه گزارش و توضیح درباره چرایی رشد ناکافی و نامطلوب تکمیل شبکه ملی اطلاعات و تقویت توان داخلی در زیرمجموعه‌های آن از جمله حمایت از شبکه‌های اجتماعی و پیامرسان‌ها و موتورهای جست‌وجوی داخلی که از سطح فنی خوبی برخوردار هستند، مشغول بارگذاری لیست آهنگ‌ها و فیلم‌های مورد علاقه خود آن هم در بستر شبکه‌های اجتماعی مخرب غربی است نشان از تدبیر و آرایش جنگی یک فرمانده است؟ این شیوه مدیریت در عرصه نبردی که قابل کتمان نیست خیال دشمن را نگران می‌کند یا آسوده؟  آیا می‌توان تصور کرد فرمانده ترابری یا مسئول ساخت معبر و خاکریز مورد نیاز سربازان در زیر آتش دشمن، به جای انجام وظیفه‌ای که یک لحظه غفلت از آن می‌تواند جان سربازان یا مردم را به خطر بیندازد با فراغ بال و خیال راحت مشغول سلفی گرفتن با در و دیوار باشد؟!


همین حاشیه‌پردازی‌ها و غفلت از عمل به وظایف اصلی از سوی مسئولان فضای مجازی و انفعال شورای عالی فضای مجازی است که باعث شده کشور در زمینه رشد زیرساخت‌های مورد نیاز برای استقلال و قوی شدن در عرصه فضای مجازی با تأخیر روبرو باشد. در همین زمینه رهبر انقلاب تا‌کنون در چند نوبت از تاخیر در تکمیل شبکه ملی اطلاعات گلایه کرده‌اند. ایشان در تاریخ ۲/۶/۹۹ اظهار داشتند:«شبکه‌ ملی اطّلاعات اجزائی دارد، این اجزا باید در زمان‌بندی‌های مشخّص تحقّق پیدا کند؛ آدم می‌بیند که تحقّق پیدا نمی‌کند، از زمان‌بندی‌ها عقبند؛ یا سیاست‌های اصولی‌ای در زمینه پهنای باند وجود دارد که مکرّر ابلاغ شده، خب این سیاست‌ها باید رعایت بشود و اینها مورد درخواست و تأکید مؤکّد اینجانب است.»، ایشان در جایی دیگر می‌فرمایند: «در مسئله‌ فضای مجازی، آنچه از همه مهم‌تر است، مسئله‌ شبکه‌ ملی اطّلاعات است. متأسفانه در این زمینه کوتاهی شده. اینکه ما به‌عنوان اینکه نباید جلوی فضای مجازی را گرفت، در این زمینه‌ها کوتاهی کنیم، این مسئله‌ای را حل نمی‌کند و منطق درستی هم نیست... کشورهایی که شبکه‌ ملّی اطّلاعات درست کرده‌اند و [فضای مجازی را] کنترل کرده‌اند به نفع ارزش‌های مورد نظر خودشان، یکی دو تا نیستند». (۲۲/۳/۱۳۹۶)


البته برخی شیطنت‌ها و تلاش‌ها برای انحراف افکار عمومی از سوی برخی رسانه‌ها و جناح‌های سیاسی وابسته به دولت وجود دارد که انتقاد منتقدان به وضعیت یله و رهای مدیریت فضای مجازی را به جای پاسخگویی مترادف با اعتقاد منتقدان به فیلترینگ گسترده و سلب آزادی مردم یا علم‌گریزی و به روز نبودن آنها جا می‌زنند در حالی که بسیاری از منتقدان خود از فعالان عرصه فضای مجازی هستند و مخالفتی با استفاده درست از این فضا ندارند فقط خواستار اعمال مدیریت صحیح بر این فضا از سوی مسئولان هستند و در همان حال بسیاری از کسانی که منتقدان را به علم‌گریزی و نا آگاهی متهم می‌کنند افرادی کم‌سوادند و در سطح پایین از درک و شعور اجتماعی قرار دارند. کاش همین طیف‌های مدعی رها بودن لزوم فضای مجازی قدری شیوه مدیریت این فضا را از کشورهایی که گاه سنگ آنها را به سینه می‌زنند می‌آموختند. نمونه‌های بسیار زیادی از کشورهای اروپایی، آمریکا و کشورهای کوچک و بزرگ دنیا را می‌توان مثال زد که با اتخاذ روش‌ها و قوانین سختگیرانه در حوزه فضای مجازی اجازه نمی‌دهند ذره‌ای از منافع این کشورها تهدید شود. نمونه‌های زیادی از مجبور کردن پیامرسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی غیر بومی به تبعیت قوانین داخلی کشورها از جمله در ترکیه، چین، استرالیا، روسیه، آمریکا و... و تلاش کشورها برای حرکت به سمت حمایت از امکانات و خدمات بومی را می‌توان برشمرد که متاسفانه دقیقاً برعکس شیوه مدیریت منفعلانه این فضا در کشورمان است.


برخی مدیران ما گاه در تقلید مدیریت لیبرالی از غربی‌ها نیز لیبرال‌تر می‌شوند، مثلا وقتی گفت‌و‌گوی همراه با نگرانی نماینده زن کنگره آمریکا که به عنوان مادر پنج فرزند با مطالبه‌گری از مدیران فیسبوک و... خواستار توضیح آنها درباره تهدید این شبکه‌ها علیه کودکان می‌شود را در کنار برخی بی‌خیالی‌های موجود در بین مدیران داخلی که روز به روز معضلات و خطرات و تهدیدات فضای مجازی رها شده برای کودکان را بیشتر از قبل می‌بینند و حس می‌کنند اما شیوه خود را اصلاح نمی‌کنند قرار می‌دهیم نمی‌دانیم چه باید بگوییم.


 از سوی دیگر گاه در بین برخی مسئولان کشورمان در حوزه مجازی یا حوزه‌های اجرایی دیگر به جای حمایت از شبکه‌های اجتماعی داخلی و فرهنگ‌سازی در استفاده از آنها، شاهد سبقت و ‌اشتیاقی عجیب برای استفاده از پیامرسان‌های خارجی هستیم! مثلا یک برنامه صوت‌محور جدید آمریکایی که تازه در کشورمان در حال عرضه است این روزها محل حضور تعداد زیادی از وزرا و مسئولان دولتی شده است و چه بسا همین حضور و تبلیغ بیشتر به شناخته شدن این پیامرسان غیر بومی کمک می‌کند!


وقتی از لزوم مدیریت فضای مجازی می‌گوییم از وزیر مربوطه می‌شنویم که «اینترنت ماهواره‌ای خواهد آمد و مردم هم از آن استفاده خواهند کرد. حکمرانی همه دنیا دچار چالش خواهد شد، هدف هم فقط ایران نیست، هدف تغییر تکنولوژی و سبک زندگی در دنیاست.» البته این مسئول پاسخ نمی‌دهد آیا می‌توان در صحنه جنگ بگوییم چون دشمن مثلاً قدرت موشکی قوی‌ای دارد پس دیگر مرزها را رها کنید؟! آیا نباید به تقویت توان داخلی برای مبارزه با دشمن پرداخت؛ همان کاری که شهید طهرانی‌مقدم کرد؟


حال که رهبر معظم انقلاب خود یکی از حامیان اصلی استفاده صحیح از فضای مجازی هستند و حتی بارها بر لزوم تولید محتوا در این فضا تأکید داشته‌اند، صریح‌تر از همیشه نارضایتی خود از رها بودن مدیریت فضای مجازی را بیان فرموده‌اند، وظیفه جدی مجلس، قوه قضائیه، دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی است که جدی‌تر از همیشه به موضوع ورود کرده و با کم‌کاری‌ها و ترک فعل‌ها یا برخی وادادگی‌های مضر در عرصه مدیریت و شاید خیانت‌ها و اهداف پشت پرده‌ای که مانع قدرت‌یابی مجازی کشور می‌شوند برخورد نمایند.


ظاهراً از دولت فعلی با این روش مدیریت و نگاه غلط به مدیریت فضای مجازی که در جاهایی با اهداف سیاسی نیز گره خورده است نباید انتظار تغییر روش به نفع کشور و مردم را داشت هر چند وظیفه نظارت بر انحرافات و ‌اشکالات همچنان بر عهده مجلس، دستاه قضا و... است اما باید یکی از اهداف اصلی دولت آینده را اصلاح شیوه‌های مخرب و غلط مدیریت فضای مجازی و تلاش برای تقویت جایگاه ایران در عرصه بومی‌سازی بیشتر این فضا از جمله تکمیل شبکه ملی اطلاعات دانست.

 

 



آزموده را در وین نیازمایید

محمدجواد اخوان در جوان نوشت:


حدود هشت سال از زمانی که وعده چرخیدن توأمان چرخ اقتصاد و هسته‌ای به مردم داده شد می‌گذرد و در این مدت، از رهگذر این شعار، تجربیات پرهزینه‌ای به دست آمد که در خور بررسی است. همان ماه‌های ابتدایی دولت یازدهم بود که ذوق‌زدگی‌های خیابانی پس از توافق اولیه -که تصاویر به یادماندنی آن در بایگانی رسانه‌ها موجود است- نشان از اجتماعی شدن امید به مذاکرات داشت. البته کشیده شدن ذوق‌زدگی از مذاکرات و توافق ریشه در نشانی‌هایی داشت که عمدتاً از سوی برخی مسئولان و نخبگان به جامعه داده می‌شد. یک سوی دیگر نیز واهمه‌افکنی از رویداد‌هایی خیالی بود که به جامعه القا می‌شد که در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات یا تأخیر در آن ممکن است به وقوع پیوندند.

در نتیجه جمع این پروپاگاندای سلبی و ایجابی اولاً ساحت اجتماعی تا حد زیادی روی مذاکرات شرطی ماند و ثانیاً پیشرفت اقتصادی معطل مذاکرات ماند. در این فضا، رکود اقتصادی که در اثر کاهش قیمت نفت بر گرده اقتصاد سنگینی کرده بود، عمیق‌تر شد و در مقابل، شعاردرمانی‌هایی که مرتباً با کلید واژه «از رکود عبور کردیم» تکرار می‌شد، ناکارآمدتر می‌شد. معطل نگاه داشتن اقتصاد به نتیجه مذاکره از یک سو و امیدآفرینی کاذب به وقوع معجزه در صورت توافق از سوی دیگر، تمام پیشران‌های داخلی اقتصاد را کند کرد و فرصت چند سال کار را برای پیشرفت اقتصادی از میان برد.

پس از اعلام و امضای برجام نیز، متأثر از فضاسازی‌های گذشته، بخش‌های مهم اقتصادی جامعه همچنان منتظر مشاهده علایمی از نتایج برجام بوده و آزادسازی ظرفیت‌ها و توانمندی خود در عرصه اقتصادی را منتظر گشایش‌های اولیه پسابرجامی نگاه داشتند. با این حال نه تنها علایم واضحی مشاهده نشد، بلکه خلف وعده‌ها و نقض عهد‌های مکرر امریکا که از همان دوران ماقبل خشک شدن جوهر برجام آغاز شده بود، امید‌ها را به یأس بدل کرد.

در دوره پسابرجام، «نتیجه‌بخشی یا عدم نتیجه بخشی برجام» موضوع اصلی مناقشه میان نخبگان را رقم می‌زد. با گذشت هر روز و مشاهده نقض عهد دیگری از سوی غرب و به ویژه ایالات متحده امریکا، امید اثربخشی برجام بر گشایش اقتصادی بیشتر رنگ می‌باخت. در این میان برخی حرکات نمایشی همچون خرید تعداد معدود هواپیما با همه، اما و اگرهایش ورود فلان برند خودروسازی یا واردات کالای لوکس مصرفی به بازار ایران نتوانست امید به رونق را به فعالان اقتصادی بازگرداند.

با روی کار آمدن ترامپ، البته نقاب از چهره ساکنان کاخ سفید افتاد و با اعلام رسمی خروج امریکا، آشکار شد که واشنگتن از نقض عهد خود ابایی ندارد. در طول چهار سال ریاست جمهوری ترامپ، امریکا با سرعت هرچه بیشتر در حال ضربه زدن بی محابا به ملت ایران بود و در این میان چیزی که طرف‌های اروپایی چشم روی آن بسته بودند، پایبندی ایران به تعهداتش بود. تنها زمانی که جمهوری اسلامی ایران جهت متوازن‌تر شدن تعهدات طرفین اقدام به عقب‌نشینی از برخی تعهدات داوطلبانه خود نمود، فریاد اروپایی‌ها بلند شد و البته طبق معمول این تهران بود که متهم به نقض برجام می‌شد و قاتل اصلی برجام (یعنی واشنگتن) در خودسری‌هایش یکه‌تاز بود. البته نقض عهد و خلف وعده‌های امریکا فرصتی را نیز فراهم کرد و آن کسب تجربه «غیرقابل اعتماد بودن کدخدا و رعایایش» بود. نا گفته پیداست که تنها زمانی می‌توان این تجربه را ارزشمند دانست که از آن درس بگیریم و اشتباه گذشته را تکرار نکنیم.

اینک که دولت بی‌نقاب در واشنگتن جای خود را به دولتی نقاب‌دار داده است، باز مشاهده می‌شود که فریبکارانی در اروپا و ساده‌اندیشانی در تهران، دم از امید مجدد به وعده‌های کدخدا می‌زنند. چرا باید از مسیری شکست‌خورده و زمینی بی‌حاصل، ثمردهی را انتظار داشت؟ تا کی قرار است به امید سیب و گلابی‌های خیالی معهود بمانیم و فرصت‌های گرانبهایی را که همچون برق و باد می‌گذرند نابود سازیم؟ اگر از «تجربه برجام» درسی آموخته باشیم، خواه امریکا به برجام بازگردد خواه بازنگردد، باید بدون معطلی راه اقتصاد ملی را از برجام جدا کرد. دیگر عذری برای معطل ماندن وجود ندارد. باید همه فعالان و نخبگان اقتصادی چه در دولت و چه در بخش خصوصی و نیز آحاد مردم عزم خود را برای گره‌گشایی از اقتصاد ملی با توان خویشتن جزم کرده و البته مسئولان دولتی در این راه پیشقدم باشند. البته تکلیف کاغذ «برجام» را سیاست مشخص خواهد کرد. طبعاً کسانی که سرنوشت سیاسی خود را به آن گره‌زده باشند، حفظ آن روی کاغذ را «شیشه عمر» خود تلقی می‌کنند؛ اما در ساحت اجتماعی و اقتصادی باید واقع بین بود. اکنون چاره‌ای جز «برجام زدایی از اقتصاد» نداریم، خواه تصمیم بر حفظ «کاغذپاره» آن تعلق گیرد، خواه سرنوشت دیگری در انتظارش باشد.

اینک مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ۴+۱ در وین در جریان است و ارزیابی‌های مختلفی از نتیجه آن مطرح شده است. فارغ از صحت و سقم هریک از این پیش بینی ها، روشن است که آزموده را آزمودن خطاست. طبیعی است که از تیم مذاکره کننده ایرانی انتظار می‌رود از افتادن در دام‌های پیشین دشمن خودداری کرده و از هرگونه تفاهمی که راه دشمن را برای نیرنگ و نقض عهد باز بگذارد، اجتناب کنند. همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: «ما حرف و وعده خوب خیلی شنیده‌ایم که در عمل، آن حرف‌ها و وعده‌ها نقض شده و ضدش عمل شده. حرف فایده ندارد، وعده فایده ندارد؛ این دفعه فقط عمل، عمل؛ عمل از طرف مقابل را ببینیم، ما هم عمل خواهیم کرد. با حرف و وعده و اینکه «ما این کار را خواهیم کرد، آن کار را خواهیم کرد» جمهوری اسلامی این دفعه قانع نخواهد بود، مثل گذشته نخواهد بود.»

 

 

محاکمه  نتانیاهو و خطر ماجراجویی جدید

محمد محسن فایضی در خراسان نوشت:


اسرائیل سوم فروردین ماه چهارمین انتخابات پارلمانی خود را در دو سال گذشته برگزار کرد؛ تکراری که نشان دهنده عمق چالش سیاسی و بحران برآمده از اختلافات اجتماعی ساکنان سرزمین های اشغالی است. رژیم صهیونیستی حدود 30 ماه است که درگیر تشکیل دولت است.


کابینه نتانیاهو در تمام این مدت یا موقت بوده یا برآمده از دولت وحدت ملی با گانتز، ژنرالی مخالف نتانیاهو و جریان راست اسرائیل.


دیروز همان گونه که پیش بینی می شد رئیس این رژیم  بعد از مشورت با احزاب راه یافته به پارلمان، نتانیاهو را مامور کرد تا دولت تشکیل دهد. او باید بتواند علاوه بر 30 کرسی حزب خودش، با 31 کرسی دیگر هم ائتلاف کند تا بتواند دولت تشکیل دهد. کاری که فعلا کمی بعید به نظر می رسد؛ البته این حالت به معنی شکست نتانیاهو نیست چون اگر او بعد از 27 روز نتواند ائتلاف تشکیل دهد، مخالفانش بعد از او فرصت خواهند داشت برای ائتلاف سازی اقدام کنند. اگر آن ها موفق شوند آن گاه نتانیاهو شکست خواهد خورد اما اگر آن ها هم مانند نتانیاهو موفق نشوند ائتلافی از اکثریت را شکل دهند، به سمت انتخابات دیگری خواهند رفت و تا انتخابات بعدی، باز نتانیاهو در راس قدرت خواهد بود. به تعبیری نخست وزیر مستقر باید دو بار شکست بخورد تا قدرت را واگذار کند. یکی تشکیل نشدن ائتلاف از سوی خودش و دیگری موفقیت رقیبانش در ائتلاف سازی.
 البته سخنان رئیس رژیم صهیونیستی نشان می دهد او چندان به شرایط خوش بین نیست. او در جلسه دیروزش برای معرفی نتانیاهو به منظور آغاز فرصت ائتلاف سازی گفته است: «من با پارلمانی روبه رو هستم که در کمتر از دو سال، چهار بار خود را منحل کرده است. اختلافات، اختلافات واقعی و عمیقی است.»


اختلافات در اسرائیل در 30 ماه گذشته تاثیر عمیقی بر روابط  این رژیم و کشورهای منطقه ای هم گذاشته است. با رفتن ترامپ و سرکار آمدن معاون اوباما روی کار، شرایط برای صهیونیست ها ویژه تر هم شده است. نتانیاهو همان مقدار که روابط حسنه ای با ترامپ داشت، با بایدن و اوباما در دوره پیشین درگیر چالش هایی بود. تغییر سکان دار کاخ سفید، مسیر معامله قرن و عادی سازی روابط کشورهای عربی با تل آویو هم با ابهامات جدی روبه رو شده است. مسئله ای که جریان های مختلف در اسرائیل را برای این که سکاندارشان چه کسی باشد، مهم تر و حیاتی تر می کند. نتانیاهو و جریان راست بسیار سعی کرده اند این مولفه را برجسته کنند.
در ماه های گذشته نتانیاهو برای بهره گیری های انتخاباتی، بسیاری از کنش ها و تصمیمات منطقه ای اش را بدون هماهنگی با گانتز که شریک او در کابینه است، انجام داده است. بسیاری از تحلیل گران اسرائیل معتقدند سیاست داخلی و خارجی آن ها دو سال است گروگان فضای انتخاباتی است.


پیش بینی می شود در هفته های پیش رو، نتانیاهو برای نشان دادن قدرت سیاسی خود دست به ماجراجویی هایی در منطقه و نوارغزه هم بزند. موضوعی که در یک سال گذشته بسیار شاهد بودیم.
حملات مستقیم و ادامه دار به سوریه و ماجراجویی در غزه و حتی آب های آزاد و تعرض به نفت کش ها و ... بخشی از تلاش های نتانیاهو برای نجات از سقوطش در ماه های اخیر است. در صورتی که این بار هم انتخابات به بن بست برسد و فعلا محتمل ترین سناریو پیش رو هم هست، این ماجراجویی ها قطعا تشدید هم خواهد شد.


نتانیاهو در حالی دیروز مامور تشکیل کابینه شد که روز قبل ترش، در دادگاه فسادش از کودتا علیه خودش خبر داده بود. برگزاری چهار انتخابات در دو سال و ناکامی جریان های چپ یا راست در ائتلاف سازی در کنار برگزاری دو جلسه دادگاه و معارفه نتانیاهو برای فساد و ماموریت به تلاش برای تشکیل کابینه به فاصله یک روز، همگی عمق اختلافات در این رژیم  را نشان می دهد. اختلافاتی که می تواند فرصت خوبی برای مقاومت به منظور مقابله با معامله قرن و روند تطبیع یا همان عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل باشد؛ به شرط آن که محور مقاومت از مشکلات خود در حوزه های اقتصادی و امنیتی رها شود.

 

 

جوانه‌زنی خوش‌بینی‌ها

یوسف مولایی در آرمان نوشت:

با اینکه خروجی نشست ایران و 1+4 در وین، توافق برای تشکیل دو نشست کارشناسی موازی برای رایزنی‌های فنی در حوزه رفع تحریم و فعالیت‌های هسته‌ای بود و نماینده روسیه در سازمان‌های بین‌المللی مستقر در وین این نشست را موفقیت‌آمیز دانسته است ولی احیای برجام به لحاظ فنی یکباره نمی‌تواند رخ دهد. مهم این است که طرفین یعنی ایران و آمریکا اراده لازم برای اینکه به شرایط قبل از فعال شدن تحریم‌هایی که ترامپ دوباره فعال کرده بود را داشته باشند. آمریکا تحریم‌ها را معلق کند و ایران به همان شرایطی که در برجام پیش‌بینی شده برگردد.

امری شدنی چون در روابط بین‌الملل همه چیز به اراده سیاسی برمی‌گردد. یعنی دو کشور باید به این نتیجه رسیده باشند که نفع هر دو به بازگشت است و برجام را اجرائی کنند و نفع هر دو یعنی اینکه هر کدام از زاویه منافع خود این را فرصتی ببینند به‌رغم اینکه اختلافاتی در حوزه‌های مختلف دارند و خواهند داشت. ولی بازگشت صددرصد به نقطه‌ای که به نوعی آمریکا با خروج از برجام آن را آسیب‌پذیر کرد، خیلی راحت نیست و حتما مشکلات فنی خواهد داشت و طرفین اگر اراده سیاسی دارند، باید برای نکات فنی قضیه انعطاف مناسب نشان دهند. بخصوص که واسطه‌گری یا میانجی‌گری اروپایی‌هارا برای پیداکردن راه‌حل‌های فنی مناسب بپذیرند.

البته هرچند در کلیات اراده وجود دارد ولی در جزئیات اینکه چقدر از خواسته‌های حداکثری عقب‌نشینی کنند، مطرح است. خواسته حداکثری ایران واقعا غیرمنطقی نیست؛ ایران خواستار بازگشت آمریکا به برجام است چون آمریکا با خروج از برجام به ایران آسیب رسانده و باید تحریم‌های بعد از برجام را معلق کند ولی این آمریکاست که شرط و شروط می‌گذارد. بایدن بعضا تحت فشار نیروهای داخلی و مخصوصا سنا و طرفداران ترامپ و بخصوص متحدین منطقه‌ای است و این فشارها اجازه نمی‌دهد که آمریکا بتواند یکباره همه تعهدات خود در خصوص برجام را ایفا کند. بنابراین به نظر می‌رسد این روند بین شش ماه تا یکسال احتمالا ادامه داشته باشد. دولت دکتر روحانی حداکثر کاری که می‌تواند بکند این است که زمینه تصمیم بزرگ را فراهم کند اما تصمیم بزرگ در این دولت انجام نخواهد شد. یعنی سندی که طرفین به توافق رسیده باشند که اجرائی شود و آمریکا به نقطه‌ای که ترامپ از برجام خارج شده، برای دولت روحانی مقدور نیست. چون بحث‌های فنی و تکنیکی زیاد است، به‌علاوه اینکه فشار از دو طرف وجود دارد. هم در ایران، دولت مخالفینی دارد که نمی‌خواهند اگر موفقیتی حاصل می‌شود به اسم آقای روحانی تمام شود و آن طرف هم صف مخالفین در حکومت آمریکا و مخالفین منطقه‌ای طولانی است.

بنابراین باید خوش‌بینی خود را به بعد از انتخابات ایران و شکل‌گیری دولت جدید موکول کنیم هرچند این موارد تصمیمات فرادولتی و حاکمیتی است و دولت خیلی تعیین‌کننده نیست. دولت روحانی تا الان هم سیاست‌های نظام را پیش برده و مجری است ولی چون بحث‌های فنی زیادی وجود دارد به این راحتی و ظرف یکی، دو ماه آینده به نتیجه نخواهد رسید اما می‌تواند خیلی از مشکلات را پیش‌بینی کند و برای حل آن راه‌حل‌هایی ارائه دهد. در این صورت برای دولت بعد جاده هموار است تا راحت بتواند مسیر را طی کند.

 


 

 

بازی شعاری با بی ربطی تحریم و اقتصاد

ژوبین صفاری در ابتکار نوشت:

 

گزاره‌ای که احتمالاً طیف اصولگرا و حتی مستقل در انتخابات ریاست جمهوری 1400 بیش از همه بر آن تاکید خواهد کرد این است که مشکلات کشور برخلاف آنچه تا کنون القا شده، ربطی به تحریم و روابط تجاری خارجی نداشته و کلید آن در داخل است. هر چند نمی‌توان نقش مدیریت چه در زمان تحریم و چه در زمان غیر از آن نادیده گرفت اما به به واقع در این گزاره مغلطه‌ای وجود دارد که تنها برای اقناع افکار عمومی به طور موقت کاربرد خواهد داشت. بسته شدن شریان ها ورود و خروج ارز و البته سختی تامین مایحتاج تولید از طریق واردات که منجر که کاهش تولید و کمبود عرضه در برابر تقاضا و به تبع آن بالا رفتن تورم می شود را نمی توان نادیده گرفت و با یک جمله که مشکلات به داخل ربط دارد؛ صورت مسئله را پاک کرد.


وجود پدیده دلالی های غیر متعارف و خلاف قاعده اقتصادی و یا فساد در بخش های مختلف اقتصادی حتما جزو عوامل اثرگذار در‌ نابسامانی اقتصادی است اما تجربه نشان داده است که اتفاقا همین پدیده نیز در زمان تحریم شدت بیشتری می گیرد چرا که اساساً در زمان تحریم شفافیت نقش کمرنگ تری ایفا می کند.


این نوشتار قصد آن را ندارد تا مدیریت فعلی در اقتصاد تایید و همه مشکلات را محصول تحریم بداند بلکه تحریم در کنار سایر عوامل حتماً نقش مهمی در وضعیت بد اقتصادی دارد. در دنیا نیز نمی توان کشوری را پیدا کرد که همه احتیاجات خود را در داخل تامین کند کما اینکه ژاپن به عنوان یک اقتصاد پویا نه تنها یکی از بزرگترین صادرکنندگان که یکی از بزرگترین واردکنندگان کالا در جهان نیز به حساب می آید.


بنابراین حتی به فرض وجود قوی ترین مدیرهای اقتصادی در امور اجرایی و سایر نهادهای تصمیم ساز باز هم مسدود بودن نقل و انتقالات مالی چه برای صادرات و چه برای واردات نقش مهمی ایفا می کند. گو اینکه اگر یک تیم فوتبال بهترین مربی جهان را در اختیار داشته باشد و توان جایگزینی بازیکنان بازنشسته و ناکارآمد را با بازیکنان کلیدی در تیم خود نداشته باشد احتمال موفقیت او در بلند مدت نزدیک به صفر خواهد بود. ناگفته پیداست که رنج مردم از شرایط اقتصادی و سرخوردگی شان به طور قطع دستاویز شعارهای انتخاباتی نامزدها خواهد بود اما ای کاش این شعارها برآمده از منطقی باشد که مشکلات را نه بخشی، جناحی و مصلحتی که مجموعه‌ای زنجیره‌وار برآمده از عوامل متعدد ببیند و نامزدها به مردم وعده معجزه با مدیریت کارامدشان را در کوتاه مدت ندهند.

بارها از لزوم اصلاح ساختارها و تفکر اقتصادی صحبت به میان آمده است اما این اصلاح زمانی نتیجه بخش خواهد بود که سایر عوامل دست انداز مشکل ایجاد نکند. هرچند که در همین دوره تحریم نیز دولت دوازدهم هیچ عزمی برای تغییرات در ساختارهای اقتصادی را نداشت تا میوه آن را در زمان نبود تحریم ها چید، اما رئیس جمهوری بعدی قطعاً با مجموعه مشکلاتی روبرو خواهد بود که نه به یک باره و نه با برداشتن یکی از موانع بتواند آن را برطرف کند. در نهایت اینکه نادیده گرفتن تحریم ها در مشکلات اقتصادی آدرس غلطی است که مبنای علمی و تجربی ندارد.

 

انتهای پیام/ک

 

https://roomnews.dana.ir/1722245
ارسال نظر
نظرات